سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
25
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
گرفته به حضور پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم آوردند ، حكم فرمود تا سنگسار كنند ، خواستند كه أو را زير سنگ بگيرند ورجم شروع نمايند ، آن مرد زانى برخاست واقرار كرد : يا رسول الله ! [ ص ] منم كه اين كار كردهام ، واين مرد ديگر بي گناه است ، جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم از آن مرد ديگر عذر خواست ، وزانى را حكم به رجم نمود . ونيز در حديث متفق عليه كه در كتب اماميه وأهل سنت هر دو مروى است موجود است كه : إن النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم أمر علياً بإقامة الحدّ على امرأة حديثة بنفاس ، فلم يقم عليه الحدّ خشية أن تموت ، فذكر ذلك للنبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ، فقال : أحسنت ، دعها حتّى ينقطع دمها . ونيز فرقه نواصب در مطاعن حضرت أمير ( عليه السلام ) آوردهاند كه : آن جناب جمع فرمود در [ دو ] ( 1 ) حد زنا كه جلد ورجم است در حق شراجه همدانيه كه به جريمه زنا مرتكب شده بود ، وبه صفت احصان موصوف بود ، واين مخالف شريعت است ; زيرا كه آن حضرت ماعز وغامديه را فقط رجم فرموده است ، ونيز مخالف عقل است ; زيرا كه چون رجم - كه اشدّ عقوبات است - بر وى نافذ شد ، جلد كه اَخفّ از آن است چرا بايد جارى نمود ؟
--> 1 . زيادة از مصدر .